تبليغاتX
و یکی گفت: راهی را برویم که حتما برسیم
یادداشت های اسماعیل غلامی حاجی آبادی

مخلص شما

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 9:53  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

از میان خبر ها:

* سمفونی خلیج فارس به رهبری شهرداد روحانی

ارکستر سمفونیک تهران. 13 تا 15 اردیبهشت. تالار وحدت تهران.

قطعاتی با موضوع خلیج فارس به آهنگسازی شهرداد روحانی، شاهین فرهت و امیر بکان

حمید حامی در قطعه ای که توسط امیر بکان آهنگسازی شده به عنوان خواننده ارکستر سمفونیک تهران را همراهی خواهد کرد.

لینک های مرتبط : خرید بلیط اینترنتی این کنسرت در سایت سی گذر

* کنسرت خلیج فارس ( سالار عقيلي. نيما مسيحا.ماني رهنما .حميدخزايي )

مرکز همایش های برج میلاد. 13 تا 14 اردیبهشت 

لینک های مرتبط : خرید بلیط اینترنتی این کنسرت در سایت ایران کنسرت


* کنسرت استاد حسین علیزاده و پژمان حدادی

کنسرت موسیقی سنتی با نوازندگی استاد و مدرس برجسته موسیقی ایرانی جناب حسین علیزاده عزیز و پژمان حدادی نوازنده و پژوهشگر چیره دست سازهای کوبه ای ( تمبک و دف ) در شهر های مختلف ایران برگزار می شه.
جالب اینکه شروع این تور موسیقایی از اهواز و بهبهان خواهد بود.

زمان بندی تور کنسرت جناب علیزاده :

سالن كتابخانه مركزي اهواز 17 تا 19 ارديبهشت

تالار فرهنگسراي بهبهانيان شهر بهبهان 20 ارديبهشت

سالن سينماي شهيد آويني بوشهر 22 و 23 ارديبهشت

سالن پتروشيمي تبريز 28 تا 30 ارديبهشت

سينما آزادي اروميه 1 و 2 خرداد

تالار جمعيت هلال احمر ساري 6 و 7 خرداد

سالن شهرداري آمل 8 و 9 خرداد

فرهنگسراي سيمرغ نيشابور 23 تا 25 خرداد

سالن شهيد آويني رودسر 28 و 29 خرداد

سالن مهيار ديلمي سياهكل 30 خرداد

و تالار وحدت تهران 4، 5، 6، 8 و 9 تيرماه


لینک های مرتبط :

رزرو بلیط کنسرت حسین علیزاده و پژمان حدادی در شهرستان بهبهان

 نشست خبری حسین علیزاده درباره تور کنسرت "آن و آن" در سایت موسیقی ما


برچسب‌ها: کنسرت, استاد علیزاده, حسین علیزاده, پژمان حدادی, کنسرت آن و آن, تهیه بلیط کنسرت, اهواز, بهبهان, تالار وحدت, کنسرت حسین علیزاده
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1391ساعت 14:55  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

دلم می خواد بگیرم سیر بخوابم

اگه بیدار بودی

بیدارم کن


راستی فکر می کنی

سیصد و نه سال دیگه

نون دونه ای چند شده باشه؟


+ نوشته شده در  دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 15:49  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

و شاعر* می فرماید:

تو دنیای منی

اما

به دنیا

اعتمادی نیست


* حسین غیاثی . آلبوم خاطرات گمشده. فریدون آسرایی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 فروردین1391ساعت 13:53  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

پیامک وارده:*

امامزادگان و بقاع متبرکه سراسر کشور در قالب طرح "آرامش بهاری" میزبان شما زائرین گرامی می باشند.

روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خیریه


* پیامک فوق چند روز قبل از عید از طریق شماره 50100005 ارسال شده بود. :)

+ نوشته شده در  شنبه 5 فروردین1391ساعت 11:8  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

می دونی نوروز تا توی دل آدم اتفاق نیفته انگار هیچی نشده. "نه خانی اومده نه خانی رفته"

به قول پیرایه یغمایی:

نوروز بمانید که ایّام شمایید!

آغاز شمایید و سرانجام شمایید!

آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
می‌آورد از چلچله پیغام ، شمایید!

آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده‌ی آرام شمایید!

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند ،
خورشید شما ، عشق شما ، بام شمایید!

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره‌ی جمشید و جم و جام شمایید!

عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه‌ی بهرام و گل اندام شمایید!

هم آینه‌ی مهر و هم آتشکده‌ی عشق ،
هم صاعقه‌ی خشم ِ بهنگام شمایید!

ایّام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید!


سال نو بر همه دوستان جان مبارک باد




برچسب‌ها: نوروز
+ نوشته شده در  شنبه 5 فروردین1391ساعت 8:35  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

"مجلس" تمام گشت و نشد روضه ام تمام

تمام شد

لطفا "سوال" نفرمایید


طفلی به نام شادی

دیری است

گم شده است...


طفلی دگر

خروس قندی سیاست در دست

داد می زند:

"شب عید است. بیایید کمی شاد باشیم"


برچسب‌ها: مجلس, سوال, شادی, شب عید, روضه, سیاست
+ نوشته شده در  شنبه 27 اسفند1390ساعت 11:59  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

روز قبل از حضور رئیس جمهور در صحن علنی محلس* برای پاسخگویی به سوال نمایندگان. بخش خبری 20:30 با پخش یک بیانیه ی بی نام و نشان توصیه هایی به مجلس و دولت می کند.

1- وقتی نمایندگان مجلس نماینده ملت باشند و رئیس دولت هم منتخب مردم ، جایگاه یک برنامه خبری در این وسط کجاست؟ چه وجهه حقوقی به یک بخش خبری اجازه می دهد که توصیه نامه بخواند که نمایندگان باید چنین و چنان کنند؟

2- اصلا یک بخش خبری تا چه حد می تواند نسبت به اتفاقات جاری موضع بگیرد؟

3- این موضع صداوسیمایی موضع کیست؟ عمو عزت؟ سردبیر بخش خبری؟ مدیر گروه سیاسی؟ گوینده؟ موضع رسمی نظام؟ موضع رهبری؟ موضع مردم؟ موضع یک راننده تاکسی که سردبیر را سرکار رسانده؟ کی؟ یا شاید هم موضع محمدحسین رنجبران مجری بسیار توانا و چالشی برنامه دیروز امروز فردا؟

4- این یادداشت های بی نام و نشان رسانه ای که مرتب از بخش های مختلف پخش می شود کی می خواهد به پایان برسد؟ ( چیزی به نام آیتم خبری منتشر می شود که نه خبر است ، نه تحلیل خبر، نه گزارش خبری و نه هیچ. حالا اون تو سرمون بخوره. دست کم نام نویسنده همان بخش و گوینده را که می شود نوشت؟ نمی شود؟ )

5- اللهم حول حالنا الی کمی بهتر از این حال.


* 23 اسفند 1390 . خبر 20:30 شبکه دوم سیما


برچسب‌ها: اخبار 20, 30, سوال از رئیس جمهور, خبرنگاری, تنظیم خبر, محمدحسین رنجبران, صدا و سیما, عزت الله ضزغامی
+ نوشته شده در  شنبه 27 اسفند1390ساعت 11:43  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

با میکروفون واحدمرکزی خبر رفته خونه طرف.*

زنه داره توی پذیرایی دیوار اتاق رو کهنه می کشه. خبر نگار بهش می گه :

- دارید چی کار می کنید؟


خانمه داره توی خونه قالی می شوره. همون خانم خبرنگار برگشته ازش می پرسه:

- این چیه دارید می شورید؟


* 21 اسفند 1390 . بخش خبری ساعت 22 شبکه 3 سیما. گزارش مربوط به خانه تکانی عید نوروز



برچسب‌ها: رسانه ملی, خبرنگاری, گزارس خبری, تلویزیون, صداوسیما
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 اسفند1390ساعت 11:12  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

سیمین دانشور جزو همان کسانی است که باید به احترام نامش تمام قد بایستی. خداوند رحمت کنه این بانوی استوار و بزرگوار ادبیات ایران رو.  روحش قرین آرامش باد.

سیمین دانشور داستان‌نویس، مترجم و همسر زنده یاد جلال ‌آل‌احمد بعد از ظهر روز پنجشنبه 18 اسفند در تهران درگذشت.

 گاه‌شمار زندگی:

1300 : تولد، شیراز.پدرش دکتر محمدعلی دانشور، پزشک بود و مادرش قمرالسلطنه حکمت که مدتی مدیر هنرستان دخترانه هنرهای زیبای شیراز و نقاش نیز بود. سیمین سه برادر و دو خواهر داشته. دوران ابتدایی و متوسطه را در مدرسه انگلیسی مهرایین به تحصیل پرداخت و در امتحانات نهایی شاگرد اول سراسر کشور شد. در تهران در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در شبانه روزی امریکایی اقامت گزید.

1320 : فوت پدر. با مرگ پدر، سیمین که در زبان و ادبیات لیسانس گرفته با وجود درآمد مکفی پدر و ثروت مادر ناچار می‌شود مدتی کار کند، از جمله معاون اداره تبلغات خارجی شده و بعد برای رادیو تهران و روزنامه ایران با نام مستعار «شیرازی بی‌نام» مقاله می‌نویسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1390ساعت 10:0  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

من هنوز نفهمیده ام وقتی میگن به افتخارش دست بزنید، دقیقا" باید به کجای طرف دست بزنیم ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند1390ساعت 8:51  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

ننه علی مادر یکی از شهدا که بیش از ۲۰ سال در قطعه ۲۴ بهشت زهرا در کنار مزار فرزندش در یک آلونک زندگی می کرد درگذشت.

در عظمت جایگاه شهید و بزرگی مقام مادر و به ویژه مادران صبور و عزیز شهدا هیچ شکی نیست اما می خواهیم ببینیم پرداختن به موضوع "ننه علی" در سطح وسیع از سوی رسانه ها و برخورد غیر مدبرانه مسوولین با موضوعات این چنینی چه تبعات احتماعی به دنبال خواهد داشت؟

۱- بر اساس باورهای دینی و حتی عقلی همه پذیرفته ایم که با از دست دادن عزیزان علی رغم سنگینی و جانسوز بودنش نباید چنان عنان احساسات را از کف بدهیم که از زندگی شخصی و تلاش در جهت تعالی خویش باز بمانیم.

۲- اگر قرار باشد هر کسی با از دست دادن فرزند یا هر عزیزی کنار مزارش خانه ای بسازد. از دنیا بریده و تا آخر عمر به عزاداری بپردازد که فلسفه حیات زیر سوال می رود. از سویی این گونه رفتارها با آموزه های دینی و مبانی عقلی سازگار نیست.

۳- هر کسی این حق را دارد که نوع زندگیش و حتی نوع برخوردش با حوادث زندگی را خودش انتخاب کند. و حالا به هزاران دلیل روانشناختی عملی از مادری سرزده است. که در حیطه همان اختیارات شخصی محترم است. اما یقینا موجه نشان دادن و تعمیم و ستایش این گونه اقدامات روحیه تلاش و بالندگی جامعه را تضعیف خواهد کرد.

۴- تبلیغات وسیع و گسترده رسانه ای و تجلیل این اقدام این باور غلط را در ذهن جامعه می پروراند که با از دست دادن یک عزیز می توانیم زندگی خود را رها کرده به دنیا پشت کنیم و در کنار مزارش غم پروری کنیم. حتی اگر آن عزیز شهید راه وطن و کشته راه حق و حقیقت هم باشد باز هم نمی توان برایش توجیهی پیداکرد. توجیه مهر مادری و علاقه به فرزند و احتمالا شوک روانی ناشی از از دست دادن فرزند قابل درک و قابل احترام است. چون همان گونه که گفته شد برخورد آدم ها با حوادث به طور طبیعی می تواند متفاوت باشد.اما تبلیغ و ستایش اقدام این مادر عزیز خیلی قابل درک نیست.

۵- رهاکردن زندگی و انتخاب و ادامه این گونه زندگی نه با تعاریف زهد منطبق است نه با تقوا نه با مبانی ریاضت و نه حتی با تعاریف غلطی که از عرفان های نوظهور و کاذب می شناسیم.

۶- پرداختن وسیع و ستایش این گونه اقدامات به فراموش کردن حقیقت راه شهدا می انحامد. اگر به جای تدبیر و تلاش برای شناخت عمیق تر مفهوم شهادت به امور حاشیه ای و هیجانات و احساسات جنبی بپردازیم به بیراهه رفته ایم.

* صداو سیما کلیپ "کجا می برندم کجا می برندم " با صدای کویتی پور را پخش می کند هم زمان زیر نویسی در فقدان ننه علی به عنوان اسوه ایثار و صبر و غیره رد می شود. در بخش های خبری و مجله های خبری رادیویی و تلویزیونی مختلف به شکل گشترده ای به موضوع پرداخته می شود.

* رئیس جمهور مملکت به عنوان "اسوه ایثار، شکیبایی و مهر مادری" که "اراده پولادین و لطافت قلب سرشار از ایمانش او را به نمادی از مادران غیور ایرانی تبدیل کرد"!!! پیام تسلیت صادر می کند و حرکت این مادر عزیز را "تصویر درخشانی از اوج وفاداری به آرمان‌های بلند شهدای انقلاب اسلامی" می داند.

* دکتر محمدرضا ترکی عزیز برایش غزل می سراید.

* قرار است کتابی در مورد ننه علی نوشته شود.کسی که در این مورد صحبت می کرد از بنیاد شهید و سایر نهادها برای کمک به چاپ این کتاب کمک می طلبید.۱

* احتمالا پیشنهاد تولید فیلم و سریال هم در این باره وجود داشته باشد.

* احتمالا پس فردا هم بدهند "سمفونی ننه علی" را مثلا استاد شاهین فرهت یا "مجید انتظامی" عزیز بسازند.

و ...

* شاهد ماجرای این گونه فرهنگ سازی نادرست هم این که طرف برگشته و می گوید ننه علی تنها نیست. در بهشت زهرا حداقل ۱۰ تا ننه علی داریم که پاگیر قبر پسرشان هستند. ۲

درگذشت این مادر عزیز آدم را به فکر فرو می برد. و هرچه باشی باز هم دلت می گیرد وقتی چنین خبری را می شنوی. اما به گمان من ستایش اقدام این مادر گرانقدر جامعه را دچار نوعی سطحی نگری خواهد کرد که به جای تکیه بر تعقل بر پایه احساسات استوار خواهدبود.


۱- http://www.khabaronline.ir/detail/195548/culture/book و مصاحبه با پیک بامدادی خبر رادیو

۲- همان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1390ساعت 13:43  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

خبر ساعت 20 شبکه 4 سیما ، شبکه فرهیختگان : یک خبر گذرا با تصاویری پریشان.

خبر 20:30 :کمی بهتر ولی بعد از صحنه حضور فرهادی روی سن جشن اسکار ، پخش تصاویر جشنواره فیلم فجر.

خبر 21 : ... نمی دانم.

* اخبار ساعت 20 شبکه چهار جوری خبر رو تنظیم کرده بود که گفتم عجب! الان می خواد صحبت های اصغر فرهادی رو پخش کنه که هیچ چیزی جز تمجید ملت ایران و فرهنگ فراموش شده ش نبود. دیدیم نه. گوینده خبر گفت:

"اصغر فرهادی هنگام دریافت جایزه اش گفت:" سلام به مردم خوب سرزمينم"، قطع به یک دیالوگ کوتاه از سکانس آغازین جدایی نادر از سیمین و بعد هم تصویر اهدای جایزه فرهادی در جشنواره فیلم فجر که شهاب حسینی روی سن رفته بود تا در غیاب فرهادی جایزه رو دریافت کنه با چند نمای به هم ریخته ، و بعد هم اتمام خبر. این از شبکه فرهیختگان و عالمان.

* اخبار 20:30 هم که سرخط خبر رو خوند ولی حتی اون یه خط صحبت فرهادی رو هم پخش نکرد. صرفا به چند ثانیه تصویر حضور فرهادی روی صحنه برنامه اهدای جوایز اسکار بسنده کرد و تصویر کات خورد به همون جشن فیلم فجر و اعلام این خبر که این فیلم برای اولین بار در جشنواره فیلم فجر مورد تقدیر قرارگرفته. 

یعنی بیشتر روی این نکته تاکید و تکیه می شد که ببینید این فیلم در جشنواره خودمون هم جایزه گرفته و ببینید ما چقدر خوبیم.

امان از بی اخلاقی و بی سوادی رسانه ای. و نفرین بر سایه نحس سیاست که از سر هنر و فرهنگ ما برداشته نمی شه.

* با همه اینها خوشبختانه یک روزنه امیدی هست به نام شبکه "آی فیلم" که از قرار معلوم برنامه رو به صورت زنده پخش کرده. که اگر چنین باشه باز هم جای تامل داره این تضاد سیاست های رسانه ای ما. از پوشش و حجاب مجریان گرفته تا اولویت های خبری.

------------------------------

دریافت جایزه با ارزش آکادمی اسکار به فیلم "جدای نادر از سیمین" رو به کارگردان با شعور و عزیز این فیلم جناب اصغر خان فرهادی تبریک می گم.

هرچند بررسی دلایل موفقیت و تحلیل محتوایی و فنی فیلم فرصت مجزا و صلاحیت تخصصی خود را می طلبد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1390ساعت 8:49  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

کور و کر و سرشکسته باشی

لنگان و علیل و خسته باشی

بر خود در بخت بسته باشی*

بهتر که دلی شکسته باشی


-اسماعیل غلامی حاجی آبادی

--------------------------------

* بر من در بخت بسته می دارد دوست : مولانا جلال الدین


برچسب‌ها: شعر
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 اسفند1390ساعت 12:16  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

الان 3 اسفنده و فقط 9 روز دیگه و کمتر از 10 ساعت به آغاز تبلیغات انتخابات مجلس کشور باقی است.

ولی توی این دو شهر1، نه خود نماینده می دونه که بالاخره تایید می شه یا نه، نه مردمی که پس فردا می خوان "انتخاب" کنن و رای بدن.

بعد انتظار داریم که قانونمون قانون باشه و مجلسمون برا آینده این کشور برنامه های بلندمدت و دقیق بریزه.

خوشم میاد که همه چیمون به همه چیمون میاد.

خوب وقتی تا لحظه آخر هنوز معلوم نیست طرف بالاخره دوست می شه یا دشمن چطور انتظار داری لایحه بودجه سر وقتش تقدیم وکلای ملت بشه؟ چطور انتظار داری قانون توسعه پنج ساله تدوین بشه؟ چطور انتظار داری قوانین جامعی تدوین بشه که بعد از چند ماه از تدوینشون نیاز به اصلاح نداشته باشن؟ و ... قس علی هذا

---------------------

1 : اندیمشک و دزفول

* در این دو شهر تا لحظه مخابره خبر هنوز مشخص نیست که بالاخره فریدون حسنوند و سید احمد آوایی از نظر شورای نگهبان صلاحیت نامزدی انتخابات را دارند یا خیر؟

خداوند عاقبت هممون رو به خیر کنه.


پی نوشت:

1- این یادداشت به معنی تایید مواضع نامزدهای فوق ، یا دولت یا مجلس نیست.

2- تنها چند ساعت پس از درج این یادداشت مشخص شد که صلاحیت هیچکدام از نامبردگان فوق تایید نشده است.

پی نوشت ۲:

ساعات پایانی روز دوشنبه ۸ اسفند ۹۰ اعلام شد صلاحیت آقای حسنوند نامزد انتخابات مجلس اندیمشک تایید شده است.


برچسب‌ها: انتخابات مجلس, فریدون حسنوند, سیداحمد آوایی, دزفول, اندیمشک, رد صلاحیت, شورای نگهبان, قوه مقننه, لایحه بودجه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 14:11  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

به نظرت عدم به روز آوری وبلاگ از علائم افسردگی نیست؟


+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اسفند1390ساعت 11:28  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

...

روبرویم بنشین و غزلی تازه بخوان

اندکی بوسه پس از شعر فراوان خوب است

موی خود واکن و بگذار به رویت برسم

گاه گاهی گذر از کفر به ایمان خوب است

...

ناصر حامدی


برچسب‌ها: غزل عاشقانه, ناصر حامدی
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1390ساعت 16:41  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

یه چند وقتیه خودم هم عین شما میام یه سر می زنم به 1122 ببینم مطلب جدیدی داره یا نه !

بعد می بینم خبری نیست، از همون راهی که اومدم برمی گردم.

چه وضعشه واقعا....!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آذر1390ساعت 13:21  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

هفتمین اشکواره شعر عاشورا

جمعه 18 آذر 1390
ساعت 8 شب
مسجد جامع شهرک شهید محمد منتظری دزفول


+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1390ساعت 14:56  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

شیخ را مریدان گفتند: چرا خدمت دیوان همی نکنی و شغل سیاسی همی برنگزینی؟

شیخ - رضی الله عنه - فرمود: فی الحال اگر خبطی کنم ،خلق ،یا عفوم کنند یا به قاضی شکایت برند یا ناسزا گویند یا غیبتم کنند یا نفرین کنند یا هر چه تو گویی کنند. و این همه ، مشمول گذر زمان شده و به لطف خلق و خدای خلق ،گرد فراموشی گیرد.

سرزنش دو روزه خلق خدا برایم شیرین تر است از نفرین "مادام العمر" خلق و نوادگان خلق و خدای خلق.
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آبان1390ساعت 1:5  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

پنداشتم كه باغ گلي پرپر است او
ديدم كه نه... برادر من قيصر است او

هركوچه باغ را كه سرك مي كشم هنوز
مي بينم از تمام درختان سر است او

ديروز اگر براي شما شعرتر سرود
امروز هم بهانه ي چشم تر است او

يك عمر آبروي چمن بوده اين درخت
امروز اگر خزان زده و لاغر است او

در خاك مي تپد دل گرمش به ياد ما
چون آتش نهفته به خاكستر است او

او را به آسمان بسپارش به خاك... نه
مثل كبوتران حرم پرپر است او

گاهي زلال و نرم... گهي تند و گاه تيز
تلفيق آب و آينه و خنجر است او

آرام آرميده در اين حجم ترمه پوش
شايد به فكر يك غزل ديگر است او...

سعید بیابانکی

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آبان1390ساعت 5:53  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

یه روز یه زنه داشت با دوستش پشت سر مردِ همسایه | که اصلا نمی‌شناخت‌اش | بد می‌گف...ت | شب یه خوابی دید: یه دست بزرگ از بالا اومد | و با عصبانیت بهش اشاره کرد.

روز بعدش رفت پیش کشیش تا به گناه‌اش اعتراف کنه
و پرسید «پُشتِ کسی بد گفتن گناهه؟ | من کار اشتباهی کردم پدر؟»
کشیش گفت «آره | تو به راحتی خوش نامیِ اون آدم رو لکه دار کردی»
زن به کشیش گفت «من واقعا متاسفم و می‌خواهم که خدا منو ببخشه»

کشیش بهش گفت «به این سرعت که نمی‌شه | برو خونه | یه بالش بردار | و برو روی پشت بوم | با چاقو پاره‌اش کن | و برگرد اینجا»

زن رفت خونه | بالش‌اش رو از روی تخت و چاقو رو از توی کشو برداشت | و رفت بالای پشت بوم کنار دودکش | اونوقت با چاقو بالش رو تیکه تیکه کرد | و برگشت


کشیش پرسید «بالش و چاقو رو برداشتی؟»
زن گفت «بله»
کشیش پرسید «نتیجه چی شد؟»
زن گفت «هرچی پَر توی بالش بود پخش شد رو هوا»
کشیش گفت «حالا برگرد و برو تمام اون پَر‌ها رو جمع کن»
زن گفت «غیر ممکنه! | من نمی‌دونم پر‌ها کجا رفتن | یه سریشون رو هم باد برد»
کشیش جواب داد «این همون شایعه ست»*


---------------------
* فیلم تردید (Doubt) | کارگردان: جان پاتریک شنلی

با تشکر از جناب دهباشی عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1390ساعت 8:4  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

"بابا یه کم منطقی باش -هرحرفی این بنده خدامیزنه بهش گیر میدی .انگاراین کینه نمایشی شما فاتحه تعقل رو خونده -تمومش کن داره لوث میشه این گیر دادنه بچگانه"

اگر یادتون باشه این کامنت یکی از دوستان عزیز بود و نمونه ای از نظرات گروه دیگری از عزیزان، زمانی که من در مورد آقای ف.س می نوشتم.

اما من این روزها چیزی در مورد جناب فرج الله سلحشور نمی نویسم.چون احساس مسلمانی شدیدی که به ایشون غلبه کرده دیگه همه عالم رو گرفته. اون روز تقریبا فقط من بودم که می نوشتم ولی متاسفانه اون قدر نظرات ایشون هر روز رادیکال تر می شه که دیگه "در و دیوار گواهی بدهد" چیزی هست...

یا حق
+ نوشته شده در  شنبه 23 مهر1390ساعت 13:46  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

باز هم یک پیام دوستانه از دوستی عزیز که به صورت پیام خصوصی ارسال شده!



سلام آقا اسماعیل حالت خوبه چه خبر کی میای شهرک خوب اونجا رو چسپیدی اینجا رو ول کردی امیدوارم که وقتی که برگشتی دست پر برگردی منظورم اینه که با یه سرود جدید بیای



ممنونم سعید جان. به زودی دیدارها تازه می شه به امید خدا.
برای سرود هم ایشالا. فرصت بشه باز جمع می شیم. دست کم کار قبلی رو ضبظ کنیم. حیفه.



+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 21:57  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 


هان ای فرزند! اینک عصاره تمام نصایح را بشنو. بکارگیر و به فرزندانت نسل اندر نسل بیاشاموز!

"فرزندم! از هر پنج حرفی که برای گفتن داری، فقط یکی را بر زبان بیاور."


وفـّقک الله
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1390ساعت 19:42  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

‎..."یک شب اردشیر را بغل کرده بودم. دیدم زل زده در چشم من.
به او گفتم اردشیر خیلی دوستت دارم و بعد خوابم برد.
در خواب دیدم که اردشیر هم به من می گوید، من هم تو را دوست دارم"...

این داستان از کی است؟
...
الف) فهیمه رحیمی
ب) بلقیس سلیمانی
ج) هانیه توسلی
د) مینو فرشچی
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مهر1390ساعت 21:18  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

لینک بالا لینک انجمن جدیدیه که آقا بهزاد راه انداخته. دوستان عزیز می تونن کمکش کنن هم برا مدیریت بخش ها  هم برا کامل تر شدن و بهتر شدن موضوعات و بخش ها.

حقیتا ایده ش ایده جالبی بود. ولی جای کار زیاد داره.  به هر حال توی این انجمن ها فضای "تبادل" اطلاعات و نظرها یه کمکی راحت تر از وبلاگه.

برای بهزاد عزیز آرزوی موفقیت می کنم. ایشالا که شما هم باهاش همکاری می کنید.

توضیح: این انجمن از قرار معلوم اختصاصا به مطالب مرتبط با شهرک شهید محمد منتظری دزفول می پردازد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مهر1390ساعت 2:28  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

با عجله خود را به خانه رساند.

همه جمع شده بودند.

برادر و زن خودش را رها کرد. نمی توانست برایشان کاری بکند.

و اعظم یک ساله و اکرم چهارساله را چسبید.

بچه ها را خودش و یکی از بستگان، به شهر رساندند، با موتور

و همسایه ها کمک کرده بودند تا برادر و همسرش را به شهر برسانند ، روی تریلی تراکتور


ساعتی بعد، مردم ۱۱ نفر را تشییع کردند

که مادری جوان و دو فرزند خردسال در میان آنان بودند.


...و سفره خونین صبحانه ای که گشوده مانده بود

و تراکتورهایی که سر زمین روشن مانده بود...

 

۱۱ مهرماه ۱۳۵۹ شهرک شهید منتظری دزفول هدف راکت و تیربار هواپیماهای عراقی قرار گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 16:28  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

"...این عظمت و بزرگی ملت ایران را نشان می دهد که توانسته امروز دو سوم جمعیت ایران عزیز را در خود جا بدهد و به خود مشغول کند"

جمله بالا از کیست؟

الف) کوروش کبیر
ب) دکتر علی شریعتی
ج) محمدرضا رحیمی
د) ارد بزرگ
+ نوشته شده در  جمعه 8 مهر1390ساعت 2:28  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

ای "چـین" قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و از هر دو جهانم بستان
با هر چه دلم قرارگیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

به بهانه چهلمین سالگرد برقراری روابط سیاسی با چین فرماید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1390ساعت 21:55  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |