در رزوهای آینده باز هم درباره مختارنامه خواهم نوشت، امید از خدا. اما اگر بخواهم همه سکانس های مختار و دیالوگ های سخته و پخته مختارنامه را سبک سنگین کنم یک بخش آن خیلی خود نمایی می کند، بخشی که بارها و بارها دیدم و هربار به درکی که پشت هر کلمه اش بود آفرین گفتم.
و این هم عین دیالوگ های این بخش:
رفاعة : تو شعائر قيام را فداي مصلحت انديشي هاي سياسي كردي ظاهرا شيريني حكومت به كام جنابتان مزه كرده جماعتي كه حكم به زنداني كردنشان دادي همه تن سوختگان و دل سوختگاني هستند كه به جرم ارادت به علي يك جاي سالم در بدنشان نمي بيني آنها سگ و سگ توله اي را كشتند كه گيرم در خون حسين دخالتي نداشته اما كم هم ظلم نكردند به مريدان علي. چطور شده ابواسحاق از اجراي عدالت اين همه پريشان شدند
مختار : قرار باشد هركس با فتواي خود شمشير بكشد و اجراي عدالت بكند سنگ روي سنگ بند نميشود اين چه منطقي است كه شما داريد؟رفاعة : اين شماييد كه با منطقتان نمك به زخم داغ داران حسين مي پاشيد ، شما به خاطر قصاص از قاتلين حسين قيام كرديد به اين مردم وعده خون خواهي داديد ، پس كو ؟
قاتلين حسين زير چشم و گوش ما شرابشان را ميخورند و به ريش ما مي خندند ، ميخواهيم انتقام بستانيم ميگويي هر چيز به نوبه ي خود ، بايد با سياست رفتار كنيم . اين چه سياستي است كه ميخواهد بر آتش خشم مقدس اين مردم آب بريزد و خاموشش كند. مي ترسيد حكومتتان به خطر بيافتد ؟شما اگر به خاطر حكومت قيام كرديد كه مجبوريد دست به عصا حركت كنيد ما چنين عذري نداريممختار : بن شداد ، من بنا ندارم ثمره قيام شيعه را با تند روي ها و ندانم كاري ها نابود كنم ، شيعه از دست فتواهاي نا سنجيده امثال شما كم غرامت نداده هيچوقت ضرورت هاي زمانه خود را درك نكرديد اگر بگويم خون مسلم ابن عقيل به گردن امثال شماست اغراق نكرده ام ، هيچوقت ، هيچوقت بر صراط عدالت حركت نكرده ايد ، نه در عين الورده ، نه در كربلا و نه امروز ، هميشه يا افراط كرده ايد يا تفريط ، اگر خود را شيعه علي مي دانيد و اگر ميخواهيد حكومت ياران علي بعد از سي سال شكست و تلخ كامي نتيجه بدهد برويد و با خود و خدايتان خلوت كنيد و در كاری كه در آن جاهليد و علم نداريد دخالت نكنيد و فتواهای صد من يك غاز ندهيد.